تبليغاتX
مسائل روز اجتماع
این وبلاگ جهت مسائل پیرامون اجتماع و گاه مسائل شخصی است

یکی از مهم ترین و مشکل ساز ترین موضوع کشور ما ، مشکل مسکن می باشد و هر روز نیز بر آمار ها افزوده می گردد .

در این راستا اقداماتی از طرف دولت انجام گرفته ولی در این اقدامات نیز شاهد قوانین دست و پاگیری هستیم که آمار قابل توجهی از داشتن امتیاز مسکن حذف می گردند .

در مسکن مهر نیز فانونی وجود دارد که در آن افراد مجرد نمی توانند از تسهیلات خرید خانه برخوردار شود و از طرفی مشکل قابل توجهی از جوانان مجرد برای ازدواج ، نداشتن مسکن می باشد .

وقتی با این قوانین جوانان مجرد نمی توانند برای زندگی مشترک خود مسکن تهیه کنند پس قرار دادن این تسهیلات چه فایده ای می تواند داشته باشد . مخصوصا در شرایط فعلی داشتن مسکن از ملزومات آقایان برای ازدواج گردیده است .

امید است با نگاهی عمیق تر مسئولان ، قوانینی که باعث فیلتر سازی می گردد را حذف کنند تا همه بطور یکسان از این تسهیلات استفاده نمایند .


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 21:25  توسط پیام شیرانی  | 

مردجوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود. استادی از آنجا می گذشت. او را دید و متوجه حالت پریشانش شد و کنارش نشست. مرد جوان وقتی استاد را دید بی اختیار گفت: "عجیب آشفته ام و همه چیز زندگی ام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش هستم و نمی دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟" استاد برگی از شاخه افتاده روی زمین را داخل نهر آب انداخت و گفت: به این برگ نگاه کن وقتی داخل آب می افتد خود را به جریان آن می سپارد و با آن می رود. سپس استاد سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت. سنگ به خاطر سنگینی اش داخل نهر فرو رفت و در عمق آن کنار بقیه سنگ ها قرار گرفت. استاد گفت: "این سنگ را هم که دیدی. به خاطر سنگینی اش توانست بر نیروی جریان آب غلبه کند و در عمق نهر قرار گیرد. حال تو به من بگو آیا آرامش سنگ را می خواهی یا آرامش برگ را؟!" مرد جوان مات و متحیر به استاد نگاه کرد و گفت: "اما برگ که آرام نیست. او با هر افت و خیز آب نهر بالا و پائین می رود و الان معلوم نیست کجاست! لااقل سنگ می داند کجا ایستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب جریان دارد اما محکم ایستاده و تکان نمی خورد. من آرامش سنگ را ترجیح می دهم!" استاد لبخندی زد و گفت: "پس چرا از جریان های مخالف و ناملایمات جاری زندگی ات می نالی؟ اگر آرامش سنگ را برگزیده ای پس تاب ناملایمات را هم داشته باش و محکم هر جایی که هستی آرام و قرار خود را از دست مده." استاد این را گفت و بلند شد تا برود. مرد جوان که آرام شده بود نفس عمیقی کشید و از جا برخاست و مسافتی با استاد همراه شد. چند دقیقه که گذشت موقع خداحافظی مرد جوان از استاد پرسید: "شما اگر جای من بودید آرامش سنگ را انتخاب می کردید یا آرامش برگ را؟" استاد لبخندی زد و گفت: "من تمام زندگی ام خودم را با اطمینان به خالق رودخانه هستی و به جریان زندگی سپرده ام و چون می دانم در آغوش رودخانه ای هستم که همه ذرات آن نشان از حضور یار دارد از افت و خیزهایش هرگز دل آشوب نمی شوم و من آرامش برگ را می پسندم ...



+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 11:1  توسط پیام شیرانی  | 

این روزها پیدا کردن شغلی مناسب برای جوانان مشکلی بزرگ شده است . بطور مثال آقایی که 4 سال تلاش کرده و در رشته ای که شاید بر سره اجبار انتخاب کرده فارغ التحصیل شده و 2 سال از عمر خود در سربازی سپری کرده است است .

چنانچه این آقا تصمیم به پیدا کردن شغلی بگیرد مشکلات زیادی گریبان گیر او خواهند شد .

بیشتر شرکت ها معمولا دنبال متخصص هایی هستند که چند سالی سابقه کار داشته باشند . حال اگر چنین گرینه ای برای این آقا نباشد ، طبق روال همه شرکت ها مراحل پر کردن فرم کار و مصاحبه و ارائه مدارک تحصیلی روزهای زیادی را می طلبد .

سپس در صورتیکه ایشان این مراحل رو پشت سر بگذارد باید ببیند حقوق این شرکت متناسب با شرایط هست یا خیر .

متاسفانه در آمد کم نیز مشکلاتی را به همراه دارد . چون اگر این آقا ازدواج نکرده باشد برای فراهم کردن شرایط زندگی چند سالی را باید سپری کند تا بتواند انتظارات خواسته شده را تامین کند .

در آمد مهم ترین مشکل کار است که متاسفانه با این در آمد جوانان نمی توانند مشکلات مسکن و غیره را تامین کنند و چه بسا خانواده های زیادی بر سر این موضوع کار آنها به اختلاف و جدایی کشیده شده .

ولی سوالی که مطرح است ، آیا منابع معرفی کار و شرایط کاری در کشور ما متناسب است .

نیازمندی های روزنامه - سایت های آگهی - سایت های رزومه و دفاتر کاریابی

معمولا اینها منابع رایج برای پیدا کردن شغل می باشد . در جامعه کنونی داشتن آشنا و به قول خودمون پارتی پیکر مشاغل را فلج کرده و متاسفانه در بیشتر مشاغل کارکنان به واسطه پارتی هایی که داشته اند مشغول به کارند.

مشکل بیکاری را می توان به دسته های تقسیم کرد 

1 - برنامه ریزی نامناسب دانشگاه ها در تناسب رشته ها و بازار کار

2 - ایجاد شرایط مساوی برای همه 

3 - نبود سازمانی که مشاغل را سازماندهی کند(منظور اداره کار نیست)

4 - سوء مدیریت مدیران مسئول

5 - تواقعات نامناسب در میزان ساعات کار و حقوق برای کارفرما و کارمند


در پایان می توان گفت روز به روز به بیکاران در جامعه اضافه می شود و همچنین پذیرش دانشگاه ها و ظرفیت آنها بیشتر . پس بهتر نیست مسئولانی که در مورد رشته های دانشگاهی برنامه ریزی می کنند به نیاز بازار کار جامعه اول توجه کنند.


+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1390ساعت 11:41  توسط پیام شیرانی  | 

زندگی ما ممکن است مراحل زیادی داشته باشد . مثلا تحصیل - ازدواج - کار و غیره ...

خدمت نیز مرحله ای برای آقایان هست که وقتی به آن نزدیک می شوند از آن فراری هستند.

مگه خدمت چی داره که همه فراری هستند ؟

شاید یکی از این دلایل سختی اولیه در دوره آموزشی باشد 

و شایدم 2 سال دوری از خانه و خانواده

ولی نکته مهم اینجاست که عده ای به دلایل مختلف از قبیل ، معافیت پزشکی ، معافیت کفالت و عیره از خدمت معاف میشوند .

هر چند وقت یک بار طرح هایی از قبیل قانون 2 برادری ، 3 برادری از راه میرسد و پس از مدت زمانی این طرح ها برچیده می شوند . اگر واقعا به دنبال یک مدیریت مناسب برای خدمت سربازی هستیم باید طرح هایی اجرایی گردند که حداقل 10 سال قابلیت اجرا داشته باشند .

مسئله دیگه در خدمت سربازی ، اضافه خدمت هایی است که سربازان برای دیر معرفی کردن خود ، در پرونده ها درج می گردد . چقدر این جریمه ها در منظم تر شدن آقایان برای رفتن به سربازی موثر بوده . این جریمه از زجر آور ترین جریمه ها در حق سربازان است زیرا فکر کنید در شرایط به اون سختی شخص بخواهد 2 ماه اضافه تر خدمت کند . سربازانی رو می دیدم که به خاطر اینکه تحمل سپری کردن این 2 ماه رو نداشتند دچار افسزدگی و یا فرار شده اند

بنده هم خودم زمانی سرباز بودم و گاهی یادی از اون دوران می کنم . ولی سربازهایی در دوره خدمت بودند که شرایط دشواری داشتند . آنها هم انتظار نداشتند که از خدمت معاف بشند اما انتظار داشتند که حداقل در کنار خانواده و همسر خود باشند .

امیدواریم خدمت سربازی مورد بررسی کارشناسان ، بیشتر مورد توجه قرار بگیره تا اثرات مخرب ، بر طرف شود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 14:6  توسط پیام شیرانی  |